تبلیغات
قرن رهائی

قرن رهائی
نوع سلاح : الله اکبر ، « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین.

ایام حج است و برگزاری حج ابراهیمی  برای حج گزاران تکالیفی را تعیین می کند .حج امسال مصادف با بیداری اسلامی جهانی بر علیه طاغوتها و طاغوتچه هاست . امت اسلامی در سرزمینهای اسلامی بر علیه طاغوت های زمان شوریده اند و حاکمیت دین و قرآن را طلب می کنند بهمین مناسبت مناسب دیده شد که پیام حج سال دهم هجری (حجة الوداع) را از کتاب ، تاریخ اسلام از منظر قرآن مؤلف : یعقوب جعفرى .نقل نمایم تا مورد استفاده علاقه مندان مشتاق قرار گیرد .التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

حجة الوداع و رویداد غدیر خم
در سال دهم پیامبر خدا (ص) تصمیم گرفت حج به جاى آورد و مناسك درست حج را به مردم بیاموزد و آن را از خرافات و اوهام بزداید و در یك اجتماع بزرگ از مسلمانان سفارشهاى لازم را به آنان ابلاغ كند. این بود كه مردم را براى شركت در حج فراخواند و از مدینه و اطراف آن جمعیت بسیارى فراهم آمدند و روز 25 ذیقعده از مدینه حركت كردند و در میقات مسجد شجره (ذوالحلیفه ) احرام بستند و عازم مكه شدند.
در این هنگام على بن ابى طالب (ع) در یمن بود و به دستور پیامبر سرپرستى مسلمانان یمن را بر عهده داشت . آن حضرت نیز همراه با گروهى از مسلمانان یمن در نزدیكى هاى مكه به پیامبر پیوست.

پیامبر خدا (ص) روز چهارم ذیحجه وارد مكه شد و پس از انجام طواف و نماز و سعى میان صفا و مروه ، چند روزى در مكه ماند و صبح روز نهم ذیحجه رهسپار صحراى عرفات شد. البته قریش در دوران جاهلیت در حج به عرفات نمى رفتند، ولى قبایل دیگر وقوف در عرفات را جزیى از مناسك حج مى دانستند. پیامبر بر طبق فرمان خدا دستور داد كه همه باید به عرفات بروند. وقتى همه مسلمانان در عرفات جمع شدند، پیامبر خدا (ص) خطبه اى خواند و توصیه هاى بسیارى كرد. همچنین در روز عید قربان ، در منى خطبه دیگرى خواند و ضمن توصیه هایى از جابه جا كردن ماه هاى حرام كه در جاهلیت انجام مى شد و به آن ((نسیئى )) مى گفتند، نهى كرد و این آیه را تلاوت فرمود:
إِنَّمَا النَّسی ءُ زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذینَ كَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاما...
جز این نیست كه جابجا كردن [ماههاى حرام ]، فزونى در كفر است كه كافران به وسیله آن گمراه مى شوند؛ آن را یكسال حلال مى شمارند، و یكسال [دیگر]، آن را حرام مى دانند.
نیز فرمود: اكنون زمان گردش كرده و امسال حج در ذیحجه واقعى انجام مى شود. سپس درباره حقوق متقابل زنان و مردان بر یكدیگر و برادرى مسلمانان و برخى از مسایل اخلاقى و فقهى سخن گفت .
با پایان گرفتن مناسك حج ، پیامبر و جمعیت عظیم مسلمانان رهسپار سرزمینهاى خود شدند. این جمعیت تا رسیدن به جحفه در سه منزل مكه همگى همراه پیامبر بودند و باید در آن محل از یكدیگر جدا مى شدند و هر كس به محل خود مى رفت .
كاروان مسلمانان در نزدیكى هاى جحفه به محلى به نام غدیر خم رسیده بود كه فرشته وحى نازل شد و پیامبر ماءموریت یافت پیام مهمى را كه به او ابلاغ شده بود در همان محل و پیش از جدا شدن مسلمانان از یكدیگر به آنها برساند:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین.
اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ، و اگر نكنى پیامش را نرسانده اى . و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى دارد. آرى خدا گروه كافران را هدایت نمى كند.
از لحن این آیه كاملا آشكار است كه خداوند پیش از نزول این آیه پیام بسیار مهم و سرنوشت سازى را به پیامبر خود نازل كرده بود و آن حضرت از رساندن آن پیام به مردم بیم داشت كه با واكنش نامناسب مردم روبه رو شود و اساس دین به خطر بیفتد.
در این آیه خداوند از پیامبر خود با تاءكید مى خواهد كه آن پیام را برساند، كه اگر نرساند گویا اصل رسالت را ابلاغ نكرده است و این پیام آن چنان مهم است كه با اساس رسالت او برابرى مى كند. پس از این تاءكید تهدیدآمیز، به پیامبر خود اطمینان مى دهد كه او را از آسیب مردم حفظ خواهد كرد و كافران فرصت آن را نخواهند یافت كه دست به كارى بزنند.
این آیه در سوره مائده (آخرین سوره نازل شده بر پیامبر) است و آن حضرت در هنگام نزول این آیه از قدرت و شوكت بسیارى برخوردار بود و هیچ هراسى از مشركان و یهود و نصارا نداشت و جزیرة العرب در برابر او تسلیم شده بود. دیگر اینكه او تمام مبانى و احكام اسلام - از توحید و معاد تا احكام قصاص و دیات - را بیان كرده بود. حال باید دید كه این چه پیام مهمى بود كه در آن سال آخر عمر پیامبر هنوز به مردم ابلاغ نشده بود و این آیه به ابلاغ آن دستور مؤ كد مى دهد! چرا پیامبر خدا از ابلاغ آن به مردم واهمه داشت و از مردم مى هراسید؟
پاسخ این پرسش را روایات بسیار زیاد شیعه و سنى به روشنى بیان مى كنند بر طبق این روایات آن پیام این بوده كه پیامبر خدا در سال آخر عمرش على بن ابى طالب (ع) را سرور مسلمانان تعیین كند و مردم را به اطاعت از او فرمان دهد.
مسلم بود كه بدون تعیین جانشین ، رسالت پیامبر ناتمام بود و او نمى توانست جامعه اسلامى را بدون رهبر رها كند. او حتى در مواقعى كه به سفر مى رفت ، جانشینى براى خود تعیین مى كرد كه مركز اسلام را اداره كند و اكنون كه مى خواست براى همیشه از این جهان رخت بر بندد، لازم بود كسى را براى رهبرى و امامت و ولایت جامعه اسلامى انتخاب كند و مردم وظیفه خود را بدانند.
كسى كه براى این كار مهم شایستگى داشت على بن ابى طالب (ع) بود و پیامبر خدا از جانب خداوند ماءموریت یافت او را به عنوان جانشین خود به مردم معرفى كند؛ ولى از آنجا كه او داماد و پسرعموى پیامبر بود، حضرت هراس داشت كه مردم نپذیرند و بگویند كه پیامبر نفع خود را در نظر مى گیرد و خاندان خود را بر مردم مسلط مى كند. افزون بر اینها بعضى از آنها از على بن ابى طالب (ع) ناخوشدل بودند. چون على در جنگهایى مانند بدر و احد كسان آنها را كشته بود.
با دستور مؤ كد در این آیه و با اطمینان دهى خداوند به پیامبر و وعده به اینكه او را از آسیب مردم حفظ خواهد كرد، پیامبر خدا براى اجراى دستور خدا فرمان داد كه كاروان مسلمانان از حركت بازایستد. پیشگامان ایستادند و عقب ماندگان به آنها پیوستند. ظهر روز پنج شنبه هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت بود و هوا به شدت گرم بود. مردم قسمتى از رداى خود را بر سر كشیدند و قسمتى را زیرانداز كردند و چادرى را سایبان پیامبر قرار دادند و پیامبر همراه با جمعیت نماز ظهر را خواند. سپس بر مكان بلندى كه از جهاز شتران ساخته بودند رفت و با صداى رسا خطبه اى خواند و نزدیك شدن مرگ خود را به مردم خبر داد و سفارشهایى كرد و آنگاه در برابر دیدگان آن جمعیت انبوه ، دست على بن ابى طالب (ع) را گرفت و او را بالا برد، به طورى كه زیر بغل پیامبر نمایان شد. در این حال فرمود:
ایها الناس من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله .
اى مردم ، هر كس كه من رهبر او هستم این على رهبر اوست . خدایا هر كس ‍ او را دوست بدارد دوستش بدار و هر كس او را دشمن بدارد، دشمنش ‍ بدار؛ و هر كس او را یارى كند، یارى اش بنما و هر كس او را خوار سازد، خوارش كن .
پس از این مراسم مردم گروه گروه مى آمدند و به على بن ابى طالب (ع) تبریك مى گفتند و از جمله عمر بن خطاب به او تبریك گفت و او را رهبر و مولاى خود خواند.
حسان بن ثابت كه خود در آن مراسم حضور داشت با كسب اجازه از پیامبر اشعارى سرود كه چند بیت آن چنین است

 : فقال له قم یا على فاننى    ** رضیتك من بعدى اماما و هادیا   **     فمن كنت مولاه فهذا ولیّه  **       فكونوا له اتباع صدق موالیا

در همین زمان بود كه آیه دیگرى نازل شد و كامل شدن دین اسلام را اعلام نمود:
الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا
امروز كسانى كه كافر شده اند، از [كارشكنى در] دین شما نومید گردیده اند. پس ، از ایشان نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم ، و اسلام را براى شما [به عنوان ] آیینى برگزیدم .
در این موقع صداى تكبیر پیامبر اسلام بلند شد و فرمود: خدا را سپاسگزارم كه دین خود را كامل كرد و نعمت خود را به پایان رسانید.
گاهى گفته مى شود كه منظور از روز كامل شدن دین ، روز عرفه ، نهم ذیحجه آخرین سال زندگى پیامبر (ص) است كه به حجة الوداع معروف است . تا آن زمان همه احكام گفته شده بود و دیگر چیزى باقى نمانده بود و با بیان تحریم خوردن گوشت میته و چند چیز دیگر احكام اسلام كامل شد و با این جملات تكمیل شدن دین و تمام شدن نعمت بر مردم اعلام گردید. بدین گونه بیشتر مفسران اهل سنت آن روز را روز عرفه حجة الوداع دانسته اند.
ولى اگر در مضمون بلند این جملات دقت كنیم خواهیم دید كه آن روز نبایست روز عرفه باشد. چون پس از روز عرفه حجة الوداع ، باز هم آیاتى در بیان احكام بر پیامبر (ص) نازل شد؛ مانند آیه ارث كلاله (آخرین آیه سوره نساء و آخرین آیه اى كه بر پیامبر نازل شد) و بعضى از آیات تحریم ربا، كه پس از عرفه آن سال نازل شده است . مهم تر اینكه باید دید چه حكمى در روز عرفه نازل شد كه باعث ماءیوس شدن كافران از دین اسلام و كمال دین و تمام نعمت گردید. آیا منظور همان حكم حرمت خوردن گوشته میته و موارد دیگر است ؟ بدون شك این نیست . چون بیان این حكم ، با ماءیوس ‍ شدن كافران از اسلام و كامل شدن دین پیوندى ندارد و اساسا این حكم با تفاوتهاى مختصرى در چندین آیه از قرآن آمده است ؛ مانند بقره (2): 173، انعام (6): 145، نحل (16): 115. این حكم جدیدى نبود كه با آمدن آن اسلام كامل شود.
حقیقت آن است كه كافران تا آن زمان از زوال اسلام ناامید نبودند. آنها گمان مى كردند كه با مرگ پیامبر كه فرزند پسر ندارد همه چیز تمام خواهد شد و طومار اسلام پیچیده خواهد شد؛ ولى با اعلام جانشینى على بن ابى طالب از سوى پیامبر، امید دشمنان به یاءس تبدیل شد و دیدند كه پیامبر زمان بعد از خود را هم پیش بینى كرده است و امامت دنباله نبوت است و همان راه ادامه خواهد یافت 

ادامه دارد  

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


شهید نبض تند «رهائی» است ، همواره می طپد ،در امتداد نسلهاو قرنهای پیاپی ، شهید همراه با دمیدن هر صبح ، همراه با تلاطم هر موج ، همراه با نشستن هرقطره باران ، به چهره گلبرگهای بهاری . زنده است و زندگی ساز و حیات آفرین . (محدثی ،جواد )
شهیدان به کلام وحی و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله عمل کردند :
عزت واقتدار مسلمین در برابر بیگانگان (دشمنان اسلام و قرآن ) وحاکمان مزدور بیگانه که مسلمین را بخاطر منافع خود و اربانشان قتل وعام می کنند در گرو عمل به این آیه شریفه قرآن است : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآیه 71 ) .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
***** ** ** ** ** ** *** ** ** **** آیه قرآن *****