تبلیغات
قرن رهائی

قرن رهائی
نوع سلاح : الله اکبر ، « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی

رسانه های اجتماعی (چشم انداز) - (قسمت آخر)

پروفسور حمید مولانا
در بیست سال اخیر، از زمان سقوط امپراتوری شوروی، واژه سازی و استفاده نامشروع از مفاهیم علوم انسانی و اجتماعی یكی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی كشورهای غربی به ویژه آمریكا شده است. با استفاده از این واژه هاست كه دولتمردان، سیاستگذاران، و نخبگان سیاسی و رسانه ای غرب می كوشند دگرگونی های منطقه ای و جهانی را به نفع خود كنترل كنند. همان طوری كه واژه هایی نظیر «جامعه مدنی»، و «انقلابات مخملی و رنگی» در آغاز سقوط شوروی و در سال های بعد بر سر زبان ها افتاد، اكنون نیز غرب برای مقابله با جنبش های مردمی در دنیای عرب از واژه های «رسانه های اجتماعی»، «فضای مجازی»، و «دموكراسی و جامعه اینترنتی» استفاده می كند. هیچ كس دیگر از «جامعه مدنی»، «كثرت گرائی (پلورالیسم)» و «انقلاب مخملی و رنگی» درمورد سقوط دیكتاتورهای مصر، لیبی، یمن كه همه مورد حمایت قدرت های غرب بودند سخن به میان نمی آورد و تظاهرات در كشورهائی مثل بحرین و سوریه پوشش رسانه ای متفاوتی به خود می گیرد.
ولی ناآرامی های انگلیس، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و یونان به عنوان «عارضه های فصلی و موقتی ناشی از بحران اقتصادی» پوشش داده می شوند. ادامه بیكاری در آمریكا و كشورهای صنعتی غرب همراه با ورشكستگی های بانكی و ناتوانی سازمان های دولتی و بین المللی در بهبودی وضع اسف آور دنیای سرمایه داری، مدیریت سیاسی و اقتصادی و امنیتی جهانی را برای اولین بار با بحرانی مواجه كرده كه از زمان جنگ جهانی دوم تاكنون سابقه نداشته است. امروز در تمام كشورهای غربی، كمتر كشوری را پیدا می كنید كه رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر آن مورد اعتماد اكثر مردم باشد. در بسیاری از كشورهای اروپائی این حزب اقلیت است كه بر نظام و دولت حكومت می كند. افتضاحات رسانه ای گروه روپرت مرداك در انگلیس و دخالت نخبگان سیاسی و دولتی در رسوائی های این امپراتوری رسانه ای معنای جدیدی به مفهوم «آزادی مطبوعات و بیان» داده است.
همان طوری كه قبلاً اشاره شد، تمام رسانه ها، چه قدیمی و چه مدرن، همه اجتماعی هستند و ما رسانه غیراجتماعی نداریم. علاوه بر این، بزرگترین كاركرد رسانه ها قدرت تشكل و بسیج آنهاست و این با كیفیت رسانه و نحوه زیرساخت آنها متفاوت است و مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و «فیس بوك» و «توئیتر» هیچ كدام از این قاعده مستثنی نیستند. از همه مهم تر اینكه رسانه ها، هم ابزار قدرت هستند، نه خود قدرت. انقلابات را رسانه ها به وجود نمی آورند ولی به تشكل و بسیج آن كمك می كنند. علل اصلی انقلابات عمیق تر و فراتر از وجود كانال های دیجیتالی نظیر «فیس بوك» و «توئیتر» و فضای مجازی است. همان طوری كه پروفسور ونیس ماسكو، استاد جامعه شناسی دانشگاه كوئینز درگینگستون (كانادا) و یكی از كارشناسان رسانه، اخیرا اظهار داشته است: «رابطه ای بین وسعت اعتراض و خشونت ها و استفاده از رسانه های اجتماعی وجود ندارد» (روزنامه گلوب و میل، كانادا، 12 اوت 2011) و معلوم نیست دولت و یا تظاهركنندگان از این رسانه ها علیه یكدیگر استفاده نكنند.
خلاصه اینكه، استفاده از عنوان «رسانه های جمعی» در مورد پایگاه های اینترنتی كه اخیرا مد شده است، گمراه كننده و در بسیاری موارد علل سیاسی و اهداف ایدئولوژیكی دارد. در بهار امسال وقتی كه اعتراضات مردمی علیه حاكمان تونس و مصر آغاز شد دیوید كامرون نخست وزیر انگلستان در نطقی كه در مجلس شورای ملی كویت ایراد كرد از آزادی بیان در شبكه های اینترنت و «رسانه های اجتماعی» آن مانند «فیس بوك» و «توئیتر» دفاع كرد و آن را ارزش های خود و تمام مردم دنیا شمرد. ولی چند ماه بعد در تابستان همین سال وقتی كه شعله های ناآرامی لندن و دیگر شهرهای انگلیس را فرا گرفت، كامرون خطاب به پارلمان گفت: «جریان آزاد اطلاعات خدمات خوب و بد برای مردم و اجتماع دارد و وقتی كه مردم رسانه های اجتماعی را برای خشونت به كار می برند باید از آنها جلوگیری شود.» منظور نخست وزیر انگلیس استفاده «ناسالم مردم» از «فیس بوك» و «توئیتر» در جریان تظاهرات و خشونت های اخیر در شهرهای انگلیس بود. به عقیده او «قشرهایی از جامعه ما شكست خورده و به طور واضح بیمار هستند.»
موتور اصلی و انقلاب های امروزی در دنیای عرب از مردم محروم و ستمدیده آن سرزمین ها سرچشمه می گیرد و نه از رسانه های اصطلاح اجتماعی مجازی. تأكید روی رسانه های مجازی در نهضت های اخیر مردمی توهین به قدرت ملت ها است. ملت ها منبع اصلی جنبش های مردم سالاری هستند و نه دولت ها- دو عامل اصلی انقلابات و جنبش های دنیای عرب، یكی فقدان مشروعیت نظام ها و دولت ها. و دیگری وابستگی تاریخی آنها به قدرت های استكباری و استعماركنندگان خارجی بوده است. اعتقاد و ایمان مردم به نظام و مشروعیت سیاسی و رهبری است كه وحدت به وجود می آورد و نه رسانه های معمولی و مجازی. فضای مجازی هیچ گاه قدرت جایگزینی فضای عینی را ندارد.
در آمریكا و اروپا، و به طور كلی در جوامع غرب مدت های طولانی است كه ارتباطات جمعی مانند تلویزیون و رادیو و روزنامه جایگزین ارتباطات انسانی و چهره به چهره شده اند و امروز پایگاه های اینترنتی كوشش دارند این كمبود ارتباطات انسانی و میان فردی را جبران كنند. ولی همان طور كه تلفن به دلائل واضح نمی تواند جایگزین صحبت حضوری باشد، به همان دلیل نیز صحبت در فضای مجازی هم قادر به رقابت با ارتباطات اصیل و طبیعی افراد با یكدیگر نخواهد بود.

 - (قسمت آخر)

پروفسور حمید مولانا
در بیست سال اخیر، از زمان سقوط امپراتوری شوروی، واژه سازی و استفاده نامشروع از مفاهیم علوم انسانی و اجتماعی یكی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی كشورهای غربی به ویژه آمریكا شده است. با استفاده از این واژه هاست كه دولتمردان، سیاستگذاران، و نخبگان سیاسی و رسانه ای غرب می كوشند دگرگونی های منطقه ای و جهانی را به نفع خود كنترل كنند. همان طوری كه واژه هایی نظیر «جامعه مدنی»، و «انقلابات مخملی و رنگی» در آغاز سقوط شوروی و در سال های بعد بر سر زبان ها افتاد، اكنون نیز غرب برای مقابله با جنبش های مردمی در دنیای عرب از واژه های «رسانه های اجتماعی»، «فضای مجازی»، و «دموكراسی و جامعه اینترنتی» استفاده می كند. هیچ كس دیگر از «جامعه مدنی»، «كثرت گرائی (پلورالیسم)» و «انقلاب مخملی و رنگی» درمورد سقوط دیكتاتورهای مصر، لیبی، یمن كه همه مورد حمایت قدرت های غرب بودند سخن به میان نمی آورد و تظاهرات در كشورهائی مثل بحرین و سوریه پوشش رسانه ای متفاوتی به خود می گیرد.
ولی ناآرامی های انگلیس، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و یونان به عنوان «عارضه های فصلی و موقتی ناشی از بحران اقتصادی» پوشش داده می شوند. ادامه بیكاری در آمریكا و كشورهای صنعتی غرب همراه با ورشكستگی های بانكی و ناتوانی سازمان های دولتی و بین المللی در بهبودی وضع اسف آور دنیای سرمایه داری، مدیریت سیاسی و اقتصادی و امنیتی جهانی را برای اولین بار با بحرانی مواجه كرده كه از زمان جنگ جهانی دوم تاكنون سابقه نداشته است. امروز در تمام كشورهای غربی، كمتر كشوری را پیدا می كنید كه رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر آن مورد اعتماد اكثر مردم باشد. در بسیاری از كشورهای اروپائی این حزب اقلیت است كه بر نظام و دولت حكومت می كند. افتضاحات رسانه ای گروه روپرت مرداك در انگلیس و دخالت نخبگان سیاسی و دولتی در رسوائی های این امپراتوری رسانه ای معنای جدیدی به مفهوم «آزادی مطبوعات و بیان» داده است.
همان طوری كه قبلاً اشاره شد، تمام رسانه ها، چه قدیمی و چه مدرن، همه اجتماعی هستند و ما رسانه غیراجتماعی نداریم. علاوه بر این، بزرگترین كاركرد رسانه ها قدرت تشكل و بسیج آنهاست و این با كیفیت رسانه و نحوه زیرساخت آنها متفاوت است و مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و «فیس بوك» و «توئیتر» هیچ كدام از این قاعده مستثنی نیستند. از همه مهم تر اینكه رسانه ها، هم ابزار قدرت هستند، نه خود قدرت. انقلابات را رسانه ها به وجود نمی آورند ولی به تشكل و بسیج آن كمك می كنند. علل اصلی انقلابات عمیق تر و فراتر از وجود كانال های دیجیتالی نظیر «فیس بوك» و «توئیتر» و فضای مجازی است. همان طوری كه پروفسور ونیس ماسكو، استاد جامعه شناسی دانشگاه كوئینز درگینگستون (كانادا) و یكی از كارشناسان رسانه، اخیرا اظهار داشته است: «رابطه ای بین وسعت اعتراض و خشونت ها و استفاده از رسانه های اجتماعی وجود ندارد» (روزنامه گلوب و میل، كانادا، 12 اوت 2011) و معلوم نیست دولت و یا تظاهركنندگان از این رسانه ها علیه یكدیگر استفاده نكنند.
خلاصه اینكه، استفاده از عنوان «رسانه های جمعی» در مورد پایگاه های اینترنتی كه اخیرا مد شده است، گمراه كننده و در بسیاری موارد علل سیاسی و اهداف ایدئولوژیكی دارد. در بهار امسال وقتی كه اعتراضات مردمی علیه حاكمان تونس و مصر آغاز شد دیوید كامرون نخست وزیر انگلستان در نطقی كه در مجلس شورای ملی كویت ایراد كرد از آزادی بیان در شبكه های اینترنت و «رسانه های اجتماعی» آن مانند «فیس بوك» و «توئیتر» دفاع كرد و آن را ارزش های خود و تمام مردم دنیا شمرد. ولی چند ماه بعد در تابستان همین سال وقتی كه شعله های ناآرامی لندن و دیگر شهرهای انگلیس را فرا گرفت، كامرون خطاب به پارلمان گفت: «جریان آزاد اطلاعات خدمات خوب و بد برای مردم و اجتماع دارد و وقتی كه مردم رسانه های اجتماعی را برای خشونت به كار می برند باید از آنها جلوگیری شود.» منظور نخست وزیر انگلیس استفاده «ناسالم مردم» از «فیس بوك» و «توئیتر» در جریان تظاهرات و خشونت های اخیر در شهرهای انگلیس بود. به عقیده او «قشرهایی از جامعه ما شكست خورده و به طور واضح بیمار هستند.»
موتور اصلی و انقلاب های امروزی در دنیای عرب از مردم محروم و ستمدیده آن سرزمین ها سرچشمه می گیرد و نه از رسانه های اصطلاح اجتماعی مجازی. تأكید روی رسانه های مجازی در نهضت های اخیر مردمی توهین به قدرت ملت ها است. ملت ها منبع اصلی جنبش های مردم سالاری هستند و نه دولت ها- دو عامل اصلی انقلابات و جنبش های دنیای عرب، یكی فقدان مشروعیت نظام ها و دولت ها. و دیگری وابستگی تاریخی آنها به قدرت های استكباری و استعماركنندگان خارجی بوده است. اعتقاد و ایمان مردم به نظام و مشروعیت سیاسی و رهبری است كه وحدت به وجود می آورد و نه رسانه های معمولی و مجازی. فضای مجازی هیچ گاه قدرت جایگزینی فضای عینی را ندارد.
در آمریكا و اروپا، و به طور كلی در جوامع غرب مدت های طولانی است كه ارتباطات جمعی مانند تلویزیون و رادیو و روزنامه جایگزین ارتباطات انسانی و چهره به چهره شده اند و امروز پایگاه های اینترنتی كوشش دارند این كمبود ارتباطات انسانی و میان فردی را جبران كنند. ولی همان طور كه تلفن به دلائل واضح نمی تواند جایگزین صحبت حضوری باشد، به همان دلیل نیز صحبت در فضای مجازی هم قادر به رقابت با ارتباطات اصیل و طبیعی افراد با یكدیگر نخواهد بود.
  روزنامه کیهان 7/7/90

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


شهید نبض تند «رهائی» است ، همواره می طپد ،در امتداد نسلهاو قرنهای پیاپی ، شهید همراه با دمیدن هر صبح ، همراه با تلاطم هر موج ، همراه با نشستن هرقطره باران ، به چهره گلبرگهای بهاری . زنده است و زندگی ساز و حیات آفرین . (محدثی ،جواد )
شهیدان به کلام وحی و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله عمل کردند :
عزت واقتدار مسلمین در برابر بیگانگان (دشمنان اسلام و قرآن ) وحاکمان مزدور بیگانه که مسلمین را بخاطر منافع خود و اربانشان قتل وعام می کنند در گرو عمل به این آیه شریفه قرآن است : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآیه 71 ) .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
***** ** ** ** ** ** *** ** ** **** آیه قرآن *****