تبلیغات
قرن رهائی

قرن رهائی
نوع سلاح : الله اکبر ، « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآ 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی

مقاله ذیل از سایت امام خمینی (ره) به ادرس :

 http://www.imam-khomeini.com نقل می گردد .

امام خمینى و احیاى تفكر دینى از نگاه خاورشناسان

دكتر میر محمد حسین هدى

مقدمه:

«تفكر دینى‏» نوعى اندیشه است كه در آن متغیرهاى اندیشه و عمل انسان به صورت تابعهایى از ثابتهاى دینى عمل مى‏كنند.

«ثابتهاى دینى‏» حقایق جاودانى هستند كه در خارج از ذهن انسانى، چنان كه وحى شده‏اند، وجود دارند. این ثابتها هرگز نابود یا دستخوش كاهش و افزایش نمى‏شوند. اما این ذهن و اندیشه انسان است كه در چگونگى و میزان دریافت، جذب و عمل به آنها، شدت یا ضعف، نشان مى‏دهد كه در عرف جامعه شناسى دینى، ولو به غلط، در صورت شدت و قدرت تفكر دینى از «زنده بودن دین‏» و در وضعیت عكس آن، از «نابودى و پایان حیات دین‏» سخن به میان مى‏آید.

تفكر دینى كه الزاما در جهت مخالف اندیشه‏هاى غیر دینى قرار مى‏گیرد، در حیات كلیه ادیان فراز و نشیبهاى متنوع و تبعات آنها را تجربه كرده است. در عصر ما كه سرعت تحولات و آثار سوء مدنیت‏با شتاب مادى و به بن‏بست رسیدن تفكرات غیر دینى مولود آن، بشریت را در وادى دستیابى به بهزیستى و رستگارى واقعى سرگردان ساخته است، روند بازگشت‏بسوى تفكر دینى به عنوان راه اصلى نجات در سر تا سر جهان آهنگ روبه رشدى یافته است.

احیاى تفكر دینى

با آنچه گفته شد، «احیاى تفكر دینى‏» نیز در واقع به چرخش درآوردن منظومه فكرى و عملى انسان در مدار ثابتهاى دینى است. این پدیده كه طى 20 سال محققان و جامعه شناسان جهان، بویژه دنیاى غرب را به خود معطوف كرده و موضوع صدها سمینار، كنگره، كنفرانس، میز گرد، كتاب و هزاران مقاله و گزارش تحقیقى در مجامع علمى و رسانه‏هاى جمعى شده است، یك احیاگر بزرگ و نستوه به نام حضرت آیت الله العظمى امام خمینى (ره) و یك جغرافیاى آغاز به نام ایران اسلامى و انقلابى دارد. (1)

موضوع اصلى این نوشتار، صرفا «گشودن باب تمهیدى براى تبیین این نقش بلا منازع، قاطع و روشن حضرت امام خمینى (ره) و اثرى گذارى عمیق و گسترده انقلاب اسلامى بر روند شتابان و فراگیر تفكر دینى در جغرافیاى اسلامى و سایر نقاط جهان است كه گواه ما در این تلاش، اعترافات صریح یا مستتر و ضمنى برخى از خاورشناسان، جامعه شناسان، نویسندگان، رهبران دینى و آمار و حقایق منتشره در این زمینه مى‏باشد. از آن جمله پرو فسور دكتر راینهاردلو، مدیر انستیتوى پژوهشهاى فلسفى درها نوور آلمان (2) در كتابى كه خلاصه مباحث 30 تن از متخصصان اسلامى، علماى الهیات مسیحى و فیلسوفان را در سمینار «اسلام و مسیحیت در اروپا» (1992) منتشر كرده است، اعتراف مى‏كند كه «نقش اسلام در بیست‏سال اخیر قرن ما یك جهش و پیشرفت مهم و در عین حال شگفت‏آفرین پیدا كرده است‏». وى سپس از اثرگذارى احیاى تفكر دینى برخاسته از انقلاب اسلامى در شرق و غرب جهان و حتى بر «تمدن غربى‏» سخن مى‏گوید و به مسیحیان توصیه مى‏كند كه اسلام را بهتر بشناسند و با مسلمانان باب گفت و گو را بگشایند.

وضعیت كنونى تفكر دینى

منحنى روند افزایش و گسترش تفكر دینى طى تقریبا دو دهه گذشته در جهان اسلام و سایر مناطق گیتى، یك سیر صعودى با شتاب را نشان مى‏دهد. مؤسسات پژوهشى و آمارگیران غربى درباره جهان اسلام و مسلمانان مقیم خارج جهان اسلام متفق‏القولند كه طى 18 سال گذشته:

الف - در جهان اسلام

- خود آگاهى اسلامى و تفكر اسلامى، بویژه در میان جوانان، به شدت افزایش یافته است.

- مسلمانان در بكارگیرى معیارهاى اسلامى و پایبندى به ارزشهاى اعتقادى جدى‏تر شده‏اند.

- جنبشها و نهضتهاى اسلامى مبارز اسلام‏گرا در داخل و خارج جهان اسلام به طور مستمر بر تعداد خود افزاید.

- بازگشت نیرومند و گسترده مسلمانان به آموزش قرآن و احكام اسلامى بسیار مشخص‏تر شده است. (3)

- اسلام براى مسلمانان بسیارى از مناطق جهان، بویژه در اروپاى شرقى، به عنصر اصلى هویت ملى و اعتقادى تبدیل شده است. (4)

- كاهش شدید نفوذ ایدئولوژیك و تفكرات غیر دینى در جوامع اسلامى روند تكاملى خود را آغاز كرده است.

- گرایش پیروان سایر ادیان و ایدئولوژیها به اسلام در سطح جهانى رو به رشد مى‏باشد. مثلا (به عنوان نمونه) ژان لین كابل (5) ، یكى از سرشناسترین تحلیلگرایان فرانسه، اعتراف توام با هشدار كرده است كه هر سال در فرانسه 000/50 (پنجاه هزار نفر) به آئین اسلام گرایش مى‏یابند. (6)

- افزایش تعداد كشورهاى مستقل اسلامى از46 كشور در سال‏1979 به‏56 كشور در سال‏1997 كه یك سوم كل اعضاى سازمان ملل، بیش از 25 درصد مناطق مسكونى را در اختیار خود دارند و با احتساب 400 میلیون مسلمانانى كه در خارج جهان اسلام بسر مى‏برند، 25 درصد جمعیت جهان را تشكیل مى‏دهند. (7)

ب - در خارج جهان اسلام

- بازگشت‏به تفكر دینى و اعتقاد به وجود خالق و جهان دیگر (به چند نمودار كه از پژوهشهاى مطالعات ارزشها در اروپا در سال 1990 اقتباس شده است، در زیرنویس مراجعه فرمایید).

- ارزشهاى دینى و اخلاقى در صدر فهرست ارزشهاى حیاتى جاى خود را به صورت ممتد و منظم باز مى‏كند. (8)

- كاهش تفكر بى‏دینى (اته ایسم) در بسیارى از كشورهاى جهان غرب و به صورت قاطع در اروپاى شرقى (9) كه یكى از نتایج‏بارز آن كساد شدن بازار تبلیغات ضد دینى و ترویج‏بى‏دینى در میان توده‏هاى عظیم مردم است.

- افزایش و تنوع جنبشهاى اصولگراى دینى سازمان یافته كه خطر ظهور انواع فرقه‏هاى شبه دینى و گمراه كننده تجارتى را پدید آورده است.

- باور به این موضوع كه ادیان در بردارنده شیوه صحیح زندگى هستند، پیوسته ولى با تامل گسترش مى‏یابد.

- حركتهاى سازمان یافته و منظم براى ایجاد اصلاحات و گزینش راهكارهاى نوین «تجدید حیات انجیلى‏» (10) در جهان مسیحیت و نیز در سایر ادیان آغاز شده است.

اینها موارد انتخابى از یك فهرست كامل رویدادهایى هستند كه در بستر احیاى تفكر دینى مشاهده شده‏اند. برخى از این موارد را كه در میان كلیه ادیان مشابهتهایى با هم دارند، پروفسور كراوس كینتسلر، نویسنده كتاب «بنیاد گرایى دینى‏»، (11) به عنوان عناصر مشترك كلیه نهضتهاى نوین گرایش دینى مى‏داند.

به این سؤال كه احیاى تفكر دینى با چنین گستردگى و تنوعى، بخصوص طى 18 سال اخیر، در جوامع اسلامى و غیر اسلامى، چه نیروى محركى با انگیزه‏هاى دینى مى‏تواند داشته باشد، پاسخهاى گوناگون ولى غیر قانع كننده داده شده است. برخى از جامعه شناسان غربى ناشیانه رویدادهایى نظیر سقوط شوروى سابق، وحدت دو آلمان، پایان جنگ سرد و وحدت اروپا را به عنوان عوامل مؤثر در این زمینه قلمداد كرده‏اند، اما پاى استدلال آنان چوبین است; زیرا علل، عوامل و انگیزه‏هاى معنوى این رستاخیز عظیم را نمى‏توانند با ابزار پوزیتویستى خویش مشاهده و تجربه كنند، و گرنه بوضوح مشاهده مى‏كردند كه این تحولات خود زائیده بازگشت توده‏هاى عظیم مردم جهان به تفكر دینى بوده و بیش از اینكه علت‏باشند، معلول هستند. چنان كه خواهیم دید، این قول را اعتراقات صریح یا ضمنى جامعه شناسان و خاورشناسان نیز به نحوى تایید مى‏كنند و امام راحل ما را آغازگر كبیر این احیاگرى مى‏دانند.

آراى خاورشناسان در مورد نقش امام (ره)

سنخ شناسى آراى خاورشناسان در مورد ابعاد گوناگون شخصیت متعالى حضرت امام خمینى (ره) با مقیاسهایى كه از خطوط فكرى، اهداف و روشهاى كارى آنان در دست داریم، بسیار سهل و ساده است. این آرا از سه مقوله سكوت و كتمان، اظهارات معاندانه و مجعول، اعترافات ضمنى محتاطانه تجاوز نمى‏كند. البته حساب معدودى از خاورشناسان آگاه كه پایبند به صداقت علمى خود هستند، از این خیل عظیم جداست كه خود آنان نیز از این كج اندیشى‏ها در فریادند، كما اینكه پروفسور آن مارى شیمل، دانشمند و خاور شناسان برجسته آلمانى كه بیشترین همدلى و صداقت را با اسلام نشان داده است، فریاد مى‏زند كه: «آنچه مرا خیلى ناراحت كرده و آزار مى‏دهد این است كه شخص نبى گرامى اسلام (ص) در غرب بسیار ناشناخته است. عده كمى در اروپا هستند كه مى‏دانند ایشان حلقه عشق میلیونها مسلمان است‏». (از مصاحبه شیمل با شماره 30 بهمن ماه 1375 - 18 فوریه‏1997 روزنامه اطلاعات چاپ لندن)

همچنین ماكسیم رودینسون، خاور شناس نامدار فرانسوى، در كتاب «جاذبه‏هاى اسلام‏»، ضمن انتقادهاى تلخ از خطوط فكرى و روشهاى ناصواب خاورشناسان مى‏نویسد: «... البته همیشه هدف از تحقیقات خاورشناسان درباره اسلام این بود كه با اسلام مبارزه شود». (12)

مطالعات اسلام شناسى در اروپا از قرون وسطى تا امروز - یعنى از زمانى كه از اسپانیا با هدف خدمت‏به میسیونرهاى مذهبى كاتولیك آغاز شده و تا دوران اصحاب دایرة‏المعارف و هگل و بالاخره تا دوران ما - ادامه یافته است. در بسترهاى اروپا محورى، اختلاف شدید و اغلب ناسازگار سلیقه‏ها و روشهاى تحقیقى، فرضیه پردازیهاى نادرست و بكار گیرى روشهاى فنى غیر دائمى‏تر، قرار داشته است. بنابراین رشته‏هاى به اصطلاح علمى كه در این راستا تحت عناوین «دین‏شناسى تطبیقى‏» «تاریخ ادیان‏» و «علوم دینى‏» بوجود آمده، تاكنون موفق نشده‏اند اسلام را چنانكه هست، به اروپاییان بشناسانند; چرا كه معیارهاى بررسى تفكر دینى در اسلام را عروج و نزول این تفكر در تاریخ فكرى مسیحیت قرار داده‏اند. مشكل اصلى اسلام شناسان غربى در این است كه ندانسته‏اند اسلام در حالى كه یك دین جامع و كامل و آخرین دین از ادیان ابراهیمى است، تمدنى است ریشه‏دار، گسترده و مستقل از سایر تمدنها. از این رو، اسلام شناسان غربى كه مصداق استعاره زیباى قرآنى «فى كل واد یهیمون‏» (الشعراء - 225) مى‏باشند، اسلام را به عنوان «دین‏» چنان كه هست، مطالعه نمى‏كنند و با پیشداوریها، آلایشها و پالایشهاى دلخواه خویش در جایى قرار مى‏گیرند كه امروز قرار دارند و به طریق اولى، از شناسایى واقعى مفهوم، تعالیم، احكام و پویایى آن عاجز مى‏دانند.

با آنچه گفته شد، موضع اصلى خاورشناسان در رابطه با اسلام و بالتبع انقلاب اسلامى وبالاخص ابعاد درخشان خصیت‏حضرت امام خمینى (ره) روشن است، اما اثرگذارى ایشان بر روند احیاى تفكر دینى چنان عمیق، گسترده، ریشه‏دار و واضح است كه گزیرى جز اعتراف ولو نیم بند و ضمنى و یا صریح ندارند. به نظر من، بدون تردید گذشت زمان گواه صادقى براى آشكار شدن حقایق اندیشه‏هاى امام راحل (ره) مى‏باشد و جریان اعترافات را قویتر و گسترده‏تر خواهد ساخت.

امام خمینى (ره) احیاگر بزرگ تفكر اسلامى

اكثریت قاطع خاورشناسان و جامعه شناسان غربى متفق‏القولند كه حضرت امام خمینى (ره) بزرگترین احیاگر تفكر وارزشهاى اسلامى هستند و اعتراف مى‏كنند، آنچه را كه «پان اسلامیست‏ها» (13) ، «اصلاحگران‏» - ، «تجدید گرایان‏»، «متجددها» - و «بیدارگران‏» اسلامى، از قرن‏19 میلادى تا زمان آغاز نهضت امام خمینى (ره) صرفا به عنوان یك آرمان، «تبلیغ‏» مى‏نمودند، حضرت امام خمینى (ره) در صحنه عمل پیاده فرموده، دوران جدید رنسانس اسلامى را آغاز نمودند.

پروفسور دكتر كلاوس كینتسلر، استاد كرسى اصول الهیات در دانشگاه آوگسبورگ و مؤلف آثارى مهم از جمله كتب «قیامت‏» (1976)، «اسطوره و ایمان‏» (1985)، «فلسفه دین‏» (1988)، «بنیادگرایى نوین‏» (1990) و كتاب «بنیادگرایى دینى‏» (1996)، در صفحه 11 كتاب «بنیادگرایى دینى‏» خود مى‏نویسد:

«از سالهاى دهه هفتاد، اصطلاح «بنیادگرایى‏» بر جریانهایى كه احیاگر حیات اسلامى نامیده مى‏شوند، اطلاق شد. در این رابطه، بیش از همه، افكار همگانى معطوف به ایران انقلابى تحت رهبرى (امام) خمینى مى‏شود كه این نهضت پس از ایران، بسیارى از كشورهاى اسلامى را در نوردید.

این رنسانس اسلامى در نهایت‏براى همگان و بیش از همه، براى جهان غرب شگفت‏انگیز و غافلگیرانه بوده، زیرا در غرب تا آن زمان تصور مى‏شد كه در نتیجه تجاوزات واقعا «بیرحمانه قدرتهاى استعمارى و امپریالیستى به كشورهاى اسلامى و عربى در سده‏19 میلادى، آیین اسلام دستخوش لیبرالیسم وتعصب شده است...»

وى سپس مى‏افزاید:

«مفهوم بنیادگرایى با فعال شدن نیروى سیاسى آیین اسلام در كشور شیعى ایران (امام) خمینى، معنى و سنخیت جدیدى یافت كه مشخصه آن، سیاسى شدن دین اسلام است. گروههایى از اهل تسنن نیز در سودان، پاكستان و بسیارى از كشورهاى اسلامى از همین نوع بنیادگرا هستند. هدف این گونه بنیادگرایى، استقرار یك حكومت دینى (دولت الهى) بر روى زمین است كه در حال حاضر به شكل احیاى خشونت‏آمیز نظام حقوقى سنتى اسلام یعنى شریعت اسلامى بروز كرده و پایبندى و انقیاد دقیق این سنخ بنیادگرایى به تعالیم قرآنى كه از الزامات آن است، در بسیارى از كشورهاى اسلامى منجر به طرد سرسختانه كلیه انواع نفوذ عقلگرایانه و لیبرالى غربى شده است.

پروفسور دكتر برنارد لوئیس، سرشناسترین خاورشناس یهودى تبار آمریكایى كه آثارش تاكنون بر23 زبان ترجمه شده است، (14) در صفحه 214 كتاب «نفس الله، جهان اسلام و غرب: نبرد فرهنگها؟» - مى‏نویسد:

«در سالهاى آغازین بر پایى جمهورى اسلامى، آیین اسلام، اساس اعلام شده هویت و وفادارى بود. هدف سیاست‏خارجى و همچنین سیاست دولت را به صورت كلى، تجدید حیات اسلام، تثبیت مجدد قدرت و عظمت اسلامى بوسیله توسعه دامنه انقلاب اسلامى و احیاى اعتقاد و حقوق اسلامى، تشكیل مى‏داد. آمریكا به عنوان قدرتى كه شاه و مزدورانش را حمایت و در امور داخلى ایران مداخله مى‏كرد و مهمتر از آن، رهبرى دشمن قدیم، غرب را به عهده داشت، نخستین و بزرگترین دشمن این برنامه مى‏دانست‏».

وى در ادامه، ضمن توضیحاتى كه درباره صفت «شیطان بزرگ‏» براى آمریكا كه از طرف امام راحل (ره) داده شد، مى‏نویسد:

«(امام) خمینى از موضع‏گیریهاى دشمنانه ابر قدرت آمریكایى نمى‏هراسید، ولى از آن چیزى كه از ناحیه آمریكا هراس داشت، گمراه‏كنندگى و فریبندگى شیوه زندگى آمریكایى بود. خطر گمراهى غربى كه در ایران غربزدگى خوانده مى‏شود، از مدتها قبل یكى از مورد توجه‏ترین موضوعات مورد بحث نویسندگان ایرانى شده است‏».

پروفسور برنارد لوئیس در صفحه‏177 همین كتاب خود، ضمن مقایسه موفقیتهاى جنبشهاى نوین نهضت احیاى تفكر دینى در كشورهاى اسلامى مى‏نویسد:

«افراطیون مصرى صرفا موفق شدند حاكم خود را نابود كنند، اما رژیم مصر نجات یافت و سیاست‏خویش را ادامه مى‏دهد، اما افراطیون ایرانى موفقیت‏بیشتر را از آن خود كردند، رژیم را نابود ساختند و در كشور خود چنان انقلاب فراگیرى را به پیروزى رساندند كه شهرت آن سر تا سر جهان اسلام را فرا گرفت‏».

هیات محققان و نویسندگان انجمن تحقیقاتى خدمات ارتشى وزارت دفاع ملى اتریش در كتابى با عنوان «نیروهاى ارتشى در كشورهاى خاور نزدیك و شمال آفریقا» در سال 1995 (15) در صفحات‏283 - 282، مى‏نویسند:

«همزمان با سقوط رژیم شاه و آغاز حكومت (امام) خمینى در ایران، یك تجدید حیات اسلامى در پیمانه وسیع و غیر قابل انتظارى آغاز شد كه طى مدت زمان كوتاهى، تاثیرات بسیار مهم سیاسى و فرهنگى خویش را بر سر تا سر جهان اسلام به نحوى وارد كرد كه هرگز قابل پیش بینى نبود.

بدون تردید، این نهضت تجدید حیات اسلامى چنان با شخصیت (امام) خمینى گره خورد كه (امام) خمینى به عنوان سمبل و مظهر «بیدارى اسلامى‏» شناخته شدند.

همزمان با طلوع سیاسى (امام) خمینى، دین اسلام به عنوان مهمترین نیروى موجد انگیزه براى رویدادهاى سیاسى شد».

پروفسور دكتر اودو اشتاین باخ (Prof.Dr.Udo Steinbach) ، مدیر انستیتوى خاورشناسان آلمان (هامبورگ) و یكى از دو مؤلف كتاب «اسلام در دوران معاصر»، طى مصاحبه‏اى با شماره 24 هفته نامه «دى سایت‏» (Die Zeit) مورخ‏9 ژوئن‏1989 اظهار نمود:

«(امام) خمینى همان شخصیتى بود كه براى نخستین‏بار اصول گرایش به بنیادهاى اسلامى را در شكل یك دولت اسلامى، دولت جمهورى اسلامى ایران، تحقق بخشید و (امام) خمینى همان شخصیتى بود كه نیروهاى اصولگرا را بوسیله یك انقلاب اسلامى علیه رژیم نیرومند طرفدار غرب، یعنى رژیم شاه، بسیج كرد».

كلاوس برینگ (Klaus Bering) ، از نویسندگان برجسته مسائل اسلامى روزنامه «سالزبورگر نخریشتن‏» ( Salzburger nachrichten) در شماره 8 آوریل 1994 در تحلیلى كه به مناسبت پیروزى حزب رفاه اسلامى تركیه در انتخابات آن زمان شهرداریهاى تركیه تحت عنوان «سرمشق (امام) خمینى اسلام گرایان را در سرتا سر گیتى به حركت در آورده است‏»، نوشت:

«نه تنها كلیه محرومان جوامع اسلامى شنوندگان پر و پا قرص مبلغان بازگشت‏به تعالیم قرآن و شریعت اسلامى هستند، بلكه بسیارى از عقلا و نخبگان نیز از بازگشت‏به ارزشهاى اصلى اسلامى جانبدارى مى‏كنند و مخالفت‏با شیوه زندگى نوع غربى را یك راه رهایى از قیمومیت‏سیاسى و تكنیكى غرب و راه سرنگونى رژیمهاى ظالم خویش مى‏دانند. آنان به دولت اسلامى كه در سال‏1979 توسط آیت الله خمینى در ایران مستقر شد، اقتدا مى‏كنند، در واقع، گرچه اكثریت‏سنى‏ها حاكمیت اسلامى نوع شیعى ایران را رد مى‏كنند، با این وجود، مساعى (امام) خمینى و جانشینانش كه مى‏كوشند كشور خویش را به استقلال سیاسى و اقتصادى برسانند، مى‏ستایند.

(امام) خمینى از نظر بسیارى از مسلمانان، آخرین شخصیت از سلسله آموزگاران و داعیان بازگشت‏به خود آگاهى اسلامى در عصر جدید است‏».

پروفسور دكتر لودویگ هاگه‏من (Prof.Dr.Ludwig Hagemann) ، استاد كرسى «الهیات عملى‏» در دانشگاه ورتسبورگ آلمان، طى مقاله‏اى كه تحت عنوان «بین دیانت و سیاست، اصولگرایى اسلامى در حال پیشتازى‏» در شماره 21 ژانویه 1992 روزنامه كثیر الانتشار سویسى نویه زوریخر تسایتونگ (neue Zدrch Zeitung) نوشته است. از تحلیل تاریخى روند تكاملى نهضتهاى اسلامى قرن‏19 و اوایل سده بیستم، سه اصل احیاى تفكر اسلامى را چنین بر مى‏شمارد:

1- اسلام باید بار دیگر به صورت وحدت دیانت و سیاست مطرح شود.

2- اسلام باید بار دیگر بدون استثنا كلیه بخش حیات انسانى را در برگیرد.

3- حكومت دینى اسلامى باید بار دیگر عنصر تعیین كننده شكل دولت‏باشد.

وى سپس تاكید مى‏كند كه:

«ایجاد نظامى به نام جمهورى اسلامى كه توسط آیت الله خمینى در ایران عملى شد، براى تحقق این آرمان، یگانه مثال برازنده و روشن است.

رهبران انقلاب اسلامى در ایران على رغم اینكه شیعه هستند و شیعیان صرفا 15 درصد جمعیت جهانى مسلمانان را تشكیل مى‏دهند، هیچ‏گاه جاى تردید باقى نگذاشته‏اند كه انقلاب آنان نه یك انقلاب شیعى و نه یك انقلاب ایرانى است، بلكه یك انقلاب وحدت بخش امت اسلامى (پان اسلامیستى) مى‏باشد. اصولگرایى اسلامى، اعم از نوع شیعى و سنى آن، به طور كلى یك حركت وحدت اسلامى است‏».

پروفسور دكتر آندریا مایر (Prof.r.Andrea Meier) ، اسلام شناس و متخصص الهیات مسیحى و مؤلف كتاب جالب «ماموریت‏سیاسى اسلام‏» (16) در صفحه‏299 این كتاب مى‏نویسد:

«با استقرار جمهورى اسلامى ایران كه نتیجه انقلاب اسلامى است، ماموریت‏سیاسى اسلام به نحوى نهادینه شد كه تاكنون بى‏نظیر بوده است. براى نخستین بار، یك نظام سیاسى برخاسته از اسلامگرایى به شیوه انقلابى جایگزین یك رژیم غیر دینى (سكولار) غربگرا شد. این تحول در نگاه بسیارى از مسلمانان، یك پیروزى علیه تفوق طلبى قدرت استعمارى و بعد از استعمارى بود. غرض از این قدرت برترى طلب غربى، ابر قدرت آمریكا است. از این رو، انقلاب اسلامى در ایران براى مسلمانان سر تا سر جهان، الگویى جهت تحقق كامل «دولت آرمانى اسلام گرا» شد.

آرنولد هوتینگر (Arnold Hottinger) سوئیسى روزنامه نگار و محقق مسائل خاورمیانه، در مقاله‏اى كه تحت عنوان «اصولگرایى، احیاى شریعت‏به عنوان ابزار قدرت‏» در شماره 382 مورخ دسامبر1987 نشریه داخلى «جامعه خدمات صلح مسیحى‏» كه در برن سوئیس منتشر شده است، مى‏نویسد:

«بخش كلى بنیادگرایان اسلامى، همچنین (امام) خمینى و پیروانش در ایران، در موضع معادله ساده اسلام مساوى قانون شریعت اسلامى، حركت مى‏كنند و دكتر كریستیان یگگر (Dr.Christian J.Jggi) ، معاون پژوهشى انستیتوى علوم دینى دانشگاه فرایبورگ، در كتاب خود تحت عنوان «بنیادگرایى اسلامى‏» چاپ زوریخ در سال 1991 تاكید مى‏كند كه این مجموعه قوانین (قوانین شریعت) كه تا سده دهم میلادى از طرف علما گردآورى شد، براى كلیه مسائل حیاتى، دستوراتى روشن و صریح ارائه مى‏كند».

این خاورشناس معاصر سوئیسى بعد از نقل چند جمله‏اى از آخر فراز (ف) وصیتنامه سیاسى - الهى حضرت امام راحل كه وصیت‏به مسلمانان و مستضعفان جهان است ( چون وى متن اصلى وصیتنامه را در اختیار نداشته است، لذا از روزنامه سوئیسى «تا گس انتسایگر (Tages - Anzeiger) شماره 2/8/1989 اقتباس نموده است)، مى‏نویسد:

«در اینكه جمهورى اسلامى ایران قدرت آشكار مسلمانان در تقریبا كلیه كشورهاى خاورمیانه مى‏باشد، هیچ كس تردیدى به خود راه نمى‏دهد، اما قابل یادآورى است كه اصولگرایى اسلامى لااقل سابقه یك صد ساله دارد كه تحولات نوین، نتیجه جدیدترین روند تاریخى را نشان مى‏دهد، البته تحقق بینش اسلامى در جامعه به وسیله اصولگرایانى كه پیرامون آیت الله خمینى گرد آمدند، به پیمانه وسیعى جلو برده شد. در چهارچوب شناخت اسلامى از دین و جامعه، جدایى بین نظام الهى و دنیوى و بسیار بیشتر از آن، جدایى بین بخشهاى شخصى و اجتماعى زندگى، مشخص گردید».

دكتر آندرى گیریر (Dr.Andr Grber) ، اسلام شناس و عرب شناس (17) كه از سال 1991 ریاست‏یك پروژه تحقیقاتى را در امان اردن به عهده دارد، در كتاب بسیار جالب خود تحت عنوان «اسلام، زیر بناى مالى و توسعه اقتصادى‏» (این كتاب در سلسله متون دانشگاهى براى دانشگاههاى اروپایى در سال 1992 منتشر شده است) درباره احیاى حیات اسلامى و جغرافیاى نفوذ آن مى‏نویسد:

«تجدید حیات اسلامى پدیده‏اى فرا ملى و فرا كشورى است كه تعداد زیادى از كشورها با جغرافیاى عربى - اسلامى را بدون توجه به وسعت‏یا محیطهاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى آنان در برگرفته است. این نهضت صرفا «محدود به كشورهاى جهان عرب، كشورهاى آسیایى و آفریقایى كه در تركیب جمعیتهاى خویش داراى اكثریت مسلمانان هستند، نمى‏شود، بلكه كشورهایى را نیز در برگرفته است كه در آنها مسلمانان در اقلیت مى‏باشند، مانند كشورهاى هند، چین، فیلیپین و اتحاد شوروى سابق.

فراتر از آنچه گفته شد، تجدید حیات اسلام پدیده‏اى است كه صرفا «گروههاى ویژه اجتماعى و اقتصادى را در برنمى‏گیرد، بلكه بیشتر اقشار را تحت نفوذ و تاثیر خود قرار داده است. این در حالى است كه گروههاى ذیربط این جوامع كه اصولا در پایینترین پله نردبان طبقات اجتماعى قرار دارند - از جمله دوره‏گردهاى بى‏خانمان و اهل حرفه پایین شهرى كه در این طبقه اكثریت دارند - نهضت تجدید حیات اسلامى را صمیمانه تایید مى‏كنند».

امام خمینى و احیاى تفكر دینى در سطح جهانى

درباره نقش حضرت امام خمینى در احیاى تفكر دینى در سطح جهانى، خاورشناسان و جامعه شناسان غربى على رغم برخوردهاى مشحون از كتمان و محافظه‏كارى معاندانه، اعترافاتى دارند كه گزیده‏هایى از این اعترافات را نقل مى‏كنیم.

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


شهید نبض تند «رهائی» است ، همواره می طپد ،در امتداد نسلهاو قرنهای پیاپی ، شهید همراه با دمیدن هر صبح ، همراه با تلاطم هر موج ، همراه با نشستن هرقطره باران ، به چهره گلبرگهای بهاری . زنده است و زندگی ساز و حیات آفرین . (محدثی ،جواد )
شهیدان به کلام وحی و سنت رسول خدا صلی الله علیه واله عمل کردند :
عزت واقتدار مسلمین در برابر بیگانگان (دشمنان اسلام و قرآن ) وحاکمان مزدور بیگانه که مسلمین را بخاطر منافع خود و اربانشان قتل وعام می کنند در گرو عمل به این آیه شریفه قرآن است : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِیعًا » (نساءآیه 71 ) .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
***** ** ** ** ** ** *** ** ** **** آیه قرآن *****